بوستان › باب ششم در قناعت › بخش ۱۲ - حکایت
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
شنیدم که صاحبدلی نیکمرد — یکی خانه بر قامت خویش کرد
کسی گفت میدانمت دسترس — کز این خانه بهتر کنی، گفت بس
چه میخواهم از طارم افراشتن؟ — همینم بس از بهر بگذاشتن
مکن خانه بر راه سیل، ای غلام — که کس را نگشت این عمارت تمام
نه از معرفت باشد و عقل و رای — که بر ره کند کاروانی سرای