☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب ششم در قناعت › بخش ۱۴ - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

کمال است در نفس مرد کریم — گرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟

مپندار اگر سفله قارون شود — که طبع لئیمش دگرگون شود

وگر درنیابد کرم‌پیشه، نان — نهادش توانگر بود همچنان

مروت زمین است و سرمایه زرع — بده کاصل خالی نماند ز فرع

خدایی که از خاک مردم کند — عجب باشد ار مردمی گم کند

ز نعمت نهادن بلندی مجوی — که ناخوش کند آب استاده بوی

به بخشندگی کوش کآب روان — به سیلش مدد می‌رسد ز آسمان

گر از جاه و دولت بیفتد لئیم — دگر باره نادر شود مستقیم

وگر قیمتی گوهری غم مدار — که ضایع نگرداندت روزگار

کلوخ ار چه افتاده بینی به راه — نبینی که در وی کند کس نگاه

و گر خردهٔ زر ز دندانْ گاز — بیفتد، به شمعش بجویند باز

به در می‌کنند آبگینه ز سنگ — کجا ماند آیینه در زیر زنگ؟

هنر باید و فضل و دین و کمال — که گاه آید و گه رود جاه و مال

← Önceki 162 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı