☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب هفتم در عالم تربیت › بخش ۲ - گفتار اندر فضیلت خاموشی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اگر پای در دامن آری چو کوه — سرت ز آسمان بگذرد در شکوه

زبان درکش ای مردِ بسیار‌دان — که فردا قلم نیست بر بی‌زبان

صدف‌وار گوهرشناسانِ راز — دهان جز به لؤلؤ نکردند باز

فراوان‌سخن باشد آکنده‌گوش — نصیحت نگیرد مگر در خموش

چو خواهی که گویی نفس بر نفس — حلاوت نیابی ز گفتارِ کس

نباید سخن گفت ناساخته — نشاید بریدن نینداخته

تأمّل‌کنان در خطا و صواب — به از ژاژخایانِ حاضر‌جواب

کمال است در نفسِ انسان سخُن — تو خود را به گفتار ناقص مکُن

کم‌آواز هرگز نبینی خجل — جوی مشک بهتر که یک توده گل

حذر کن ز نادانِ ده‌مَرده‌گوی — چو دانا یکی گوی و پرورده گوی

صد انداختی تیر و هر صد خطاست — اگر هوشمندی یک انداز و راست

چرا گوید آن چیز در خفیه مرد — که گر فاش گردد شود روی‌زرد؟

مکن پیشِ دیوار غیبت بسی — بود کز پسش گوش دارد کسی

درونِ دلت شهربند است راز — نگر تا نبیند درِ شهر باز

از آن مردِ دانا دهان‌دوخته‌است — که بیند که شمع از زبان سوخته‌است

← Önceki 165 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı