☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب هفتم در عالم تربیت › بخش ۱۰ - حکایت در خاصیت پرده پوشی و سلامت خاموشی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی پیش داود طائی نشست — که دیدم فلان صوفی افتاده مست

قی آلوده دستار و پیراهنش — گروهی سگان حلقه پیرامنش

چو پیر از جوان این حکایت شنید — به آزار از او روی در هم کشید

زمانی بر آشفت و گفت ای رفیق — به کار آید امروز یار شفیق

برو زآن مقام شنیعش بیار — که در شرع نهی است و در خرقه عار

به پشتش در آور چو مردان که مست — عنان سلامت ندارد به دست

نیوشنده شد زین سخن تنگدل — به فکرت فرو رفت چون خر به گل

نه زهره که فرمان نگیرد به گوش — نه یارا که مست اندر آرد به دوش

زمانی بپیچید و درمان ندید — ره سر کشیدن ز فرمان ندید

میان بست و بی اختیارش به دوش — در آورد و شهری بر او عام جوش

یکی طعنه می‌زد که درویش بین — زهی پارسایان پاکیزه دین!

یکی صوفیان بین که می خورده‌اند — مرقع به سیکی گرو کرده‌اند

اشارت کنان این و آن را به دست — که آن سر گران است و این نیم مست

به گردن بر از جور دشمن حسام — به از شنعت شهر و جوش عوام

بلا دید و روزی به محنت گذاشت — به ناکام بردش به جایی که داشت

شب از فکرت و نامرادی نخفت — دگر روز پیرش به تعلیم گفت

مریز آبروی برادر به کوی — که دهرت نریزد به شهر آبروی

← Önceki 173 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı