بوستان › باب هفتم در عالم تربیت › بخش ۱۲ - حکایت
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
مرا در نظامیه ادرار بود — شب و روز تلقین و تکرار بود
مر استاد را گفتم ای پر خرد — فلان یار بر من حسد میبرد
چو من داد معنی دهم در حدیث — بر آید به هم اندرون خبیث
شنید این سخن پیشوای ادب — به تندی برآشفت و گفت ای عجب!
حسودی پسندت نیامد ز دوست — که معلوم کردت که غیبت نکوست؟
گر او راه دوزخ گرفت از خسی — از این راه دیگر تو در وی رسی