☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب اول در عدل و تدبیر و رای › بخش ۹ - حکایت اتابک تکله

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در اخبار شاهان پیشینه هست — که چون تکله بر تخت زنگی نشست

به دورانش از کس نیازرد کس — سبق برد اگر خود همین بود و بس

چنین گفت یک ره به صاحبدلی — که عمرم به سر رفت بی حاصلی

بخواهم به کنج عبادت نشست — که دریابم این پنج روزی که هست

چو می‌بگذرد جاه و ملک و سریر — نبرد از جهان دولت الا فقیر

چو بشنید دانای روشن نفس — به تندی برآشفت کای تکله بس!

طریقت به جز خدمت خلق نیست — به تسبیح و سجاده و دلق نیست

تو بر تخت سلطانی خویش باش — به اخلاق پاکیزه درویش باش

به صدق و ارادت میان بسته‌دار — ز طامات و دعوی زبان بسته دار

قدم باید اندر طریقت نه دم — که اصلی ندارد دم بی‌قدم

بزرگان که نقد صفا داشتند — چنین خرقه زیر قبا داشتند

← Önceki 18 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı