بوستان › باب هفتم در عالم تربیت › بخش ۲۲ - حکایت
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
جوانی ز ناسازگاریِ جُفت — بِرِ پیرمردی بنالید و گفت
گرانباری از دست این خصمِ چیر — چنان میبرم کآسیاسنگِ زیر
به سختی بنه گفتش، ای خواجه، دل — کس از صبر کردن نگردد خجل
به شب سنگ بالایی ای خانهسوز — چرا سنگ زیرین نباشی به روز؟
چو از گُلبنی دیده باشی خوشی — روا باشد اَر بارِ خارش کِشی
درختی که پیوسته بارَش خوری — تحمل کن آنگه که خارَش خوری