☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب هفتم در عالم تربیت › بخش ۲۳ - گفتار اندر پروردن فرزندان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پسر چون ز ده بر گذشتش سنین — ز نامحرمان گو فراتر نشین

بر پنبه آتش نشاید فروخت — که تا چشم بر هم زنی خانه سوخت

چو خواهی که نامت بماند به جای — پسر را خردمندی آموز و رای

که گر عقل و طبعش نباشد بسی — بمیری و از تو نماند کسی

بسا روزگارا که سختی برد — پسر چون پدر نازکش پرورد

خردمند و پرهیزگارش بر آر — گرش دوست داری به نازش مدار

به خردی درش زجر و تعلیم کن — به نیک و بدش وعده و بیم کن

نوآموز را ذکر و تحسین و زه — ز توبیخ و تهدید استاد به

بیاموز پرورده را دسترنج — وگر دست داری چو قارون به گنج

مکن تکیه بر دستگاهی که هست — که باشد که نعمت نماند به دست

به پایان رسد کیسهٔ سیم و زر — نگردد تهی کیسهٔ پیشه‌ور

چه دانی که گردیدن روزگار — به غربت بگرداندش در دیار

چو بر پیشه‌ای باشدش دسترس — کجا دست حاجت برد پیش کس؟

ندانی که سعدی مراد از چه یافت؟ — نه هامون نوشت و نه دریا شکافت

به خردی بخورد از بزرگان قفا — خدا دادش اندر بزرگی صفا

هر آن کس که گردن به فرمان نهد — بسی بر نیاید که فرمان دهد

هر آن طفل کاو جور آموزگار — نبیند، جفا بیند از روزگار

پسر را نکو دار و راحت رسان — که چشمش نماند به دست کسان

هر آن کس که فرزند را غم نخورد — دگر کس غمش خورد و بدنام کرد

نگه‌دار از آمیزگار بدش — که بدبخت و بی ره کند چون خودش

← Önceki 186 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı