☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب هشتم در شکر بر عافیت › بخش ۱ - سرآغاز

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

نفس می‌نیارم زد از شکر دوست — که شکری ندانم که در خورد اوست

عطایی است هر موی از او بر تنم — چگونه به هر موی شکری کنم؟

ستایش خداوندِ بخشنده را — که موجود کرد از عدم بنده را

که را قوت وصف احسان اوست؟ — که اوصاف مستغرق شأن اوست

بدیعی که شخص آفریند ز گل — روان و خرد بخشد و هوش و دل

ز پشت پدر تا به پایان شیب — نگر تا چه تشریف دادت ز غیب

چو پاک آفریدت بهُش باش و پاک — که ننگ است ناپاک رفتن به خاک

پیاپی بیفشان از آیینه گَرد — که مصقل نگیرد چو زنگار خورد

نه در ابتدا بودی آب منی؟ — اگر مردی از سر به در کن منی

چو روزی به سعی آوری سوی خویش — مکن تکیه بر زور بازوی خویش

چرا حق نمی‌بینی ای خودپرست — که بازو به گردش درآورد و دست؟

چو آید به کوشیدنت خیر پیش — به توفیقِ حقْ دان نه از سعی خویش

به سرپنجگی کس نبرده‌ست گوی — سپاس خداوندِ توفیقْ گوی

تو قائم به خود نیستی یک قدم — ز غیبت مدد می‌رسد دم به دم

نه طفل زبان بسته بودی ز لاف؟ — همی روزی آمد به جوفش ز ناف

چو نافش بریدند و روزی گسست — به پستان مادر در آویخت دست

غریبی که رنج آردش دهر پیش — به دارو دهند آبش از شهر خویش

پس او در شکم پرورش یافته‌ست — ز انبوب معده خورش یافته‌ست

دو پستان که امروز دلخواه اوست — دو چشمه هم از پرورشگاه اوست

کنار و بر مادر دلپذیر — بهشت است و پستان در او جوی شیر

درختی است بالای جان پرورش — ولد میوهٔ نازنین بر برش

نه رگ‌های پستان درون دل است؟ — پس ار بنگری شیر خون دل است

به خونش فرو برده دندان چو نیش — سرشته در او مهر خون‌خوار خویش

چو بازو قوی کرد و دندان ستبر — براندایدش دایه پستان به صبر

چنان صبرش از شیر خامش کند — که پستان شیرین فرامش کند

تو نیز ای که در توبه‌ای طفل راه — به صبرت فراموش گردد گناه

← Önceki 193 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı