بوستان › در نیایش خداوند › بخش ۲ - فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
کریم السجایا جمیل الشیم — نبی البرایا شفیع الامم
امام رسل، پیشوای سبیل — امین خدا، مهبط جبرئیل
شفیع الوری، خواجهٔ بعث و نشر — امام الهدی، صدر دیوان حشر
کلیمی که چرخ فلک طور اوست — همه نورها پرتو نور اوست
شفیع مطاع نبی کریم — قسیم جسیم نسیم وسیم
یتیمی که ناکرده قرآن درست — کتبخانهٔ چند ملت بشست
چو عزمش برآهخت شمشیر بیم — به معجز میان قمر زد دو نیم
چو صیتش در افواه دنیا فتاد — تزلزل در ایوان کسری فتاد
به لا قامت لات بشکست خرد — به اعزاز دین آب عزی ببرد
نه از لات و عزی برآورد گرد — که تورات و انجیل منسوخ کرد
شبی بر نشست از فلک برگذشت — به تمکین و جاه از ملک درگذشت
چنان گرم در تیه قربت براند — که بر سدره جبریل از او بازماند
بدو گفت سالار بیتالحرام — که ای حامل وحی برتر خرام
چو در دوستی مخلصم یافتی — عنانم ز صحبت چرا تافتی؟
بگفتا فراتر مجالم نماند — بماندم که نیروی بالم نماند
اگر یک سر موی برتر پرم — فروغ تجلی بسوزد پرم
نماند به عصیان کسی در گرو — که دارد چنین سیدی پیشرو
چه نعت پسندیده گویم تو را؟ — علیک السلام ای نبی الوری
درود ملک بر روان تو باد — بر اصحاب و بر پیروان تو باد
نخستین ابوبکر پیر مرید — عمر، پنجه بر پیچ دیو مرید
خردمند عثمان شب زندهدار — چهارم علی، شاه دلدل سوار
خدایا به حق بنی فاطمه — که بر قولم ایمان کنم خاتمه
اگر دعوتم رد کنی ور قبول — من و دست و دامان آل رسول
چه کم گردد ای صدر فرخنده پی — ز قدر رفیعت به درگاه حی
که باشند مشتی گدایان خیل — به مهمان دارالسلامت طفیل
خدایت ثنا گفت و تبجیل کرد — زمین بوس قدر تو جبریل کرد
بلند آسمان پیش قَدْرَت خجل — تو مخلوق و آدم هنوز آب و گل
تو اصل وجود آمدی از نخست — دگر هرچه موجود شد فرع توست
ندانم کدامین سخن گویمت — که والاتری زانچه من گویمت
تو را عز لولاک تمکین بس است — ثنای تو طه و یس بس است
چه وصفت کند سعدی ناتمام؟ — علیک الصلوة ای نبی السلام