☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › در نیایش خداوند › بخش ۲ - فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

کریم السجایا جمیل الشیم — نبی البرایا شفیع الامم

امام رسل، پیشوای سبیل — امین خدا، مهبط جبرئیل

شفیع الوری، خواجهٔ بعث و نشر — امام الهدی، صدر دیوان حشر

کلیمی که چرخ فلک طور اوست — همه نورها پرتو نور اوست

شفیع مطاع نبی کریم — قسیم جسیم نسیم وسیم

یتیمی که ناکرده قرآن درست — کتب‌خانهٔ چند ملت بشست

چو عزمش برآهخت شمشیر بیم — به معجز میان قمر زد دو نیم

چو صیتش در افواه دنیا فتاد — تزلزل در ایوان کسری فتاد

به لا قامت لات بشکست خرد — به اعزاز دین آب عزی ببرد

نه از لات و عزی برآورد گرد — که تورات و انجیل منسوخ کرد

شبی بر نشست از فلک برگذشت — به تمکین و جاه از ملک درگذشت

چنان گرم در تیه قربت براند — که بر سدره جبریل از او بازماند

بدو گفت سالار بیت‌الحرام — که ای حامل وحی برتر خرام

چو در دوستی مخلصم یافتی — عنانم ز صحبت چرا تافتی؟

بگفتا فراتر مجالم نماند — بماندم که نیروی بالم نماند

اگر یک سر موی برتر پرم — فروغ تجلی بسوزد پرم

نماند به عصیان کسی در گرو — که دارد چنین سیدی پیشرو

چه نعت پسندیده گویم تو را؟ — علیک السلام ای نبی الوری

درود ملک بر روان تو باد — بر اصحاب و بر پیروان تو باد

نخستین ابوبکر پیر مرید — عمر، پنجه بر پیچ دیو مرید

خردمند عثمان شب زنده‌دار — چهارم علی، شاه دلدل سوار

خدایا به حق بنی فاطمه — که بر قولم ایمان کنم خاتمه

اگر دعوتم رد کنی ور قبول — من و دست و دامان آل رسول

چه کم گردد ای صدر فرخنده پی — ز قدر رفیعت به درگاه حی

که باشند مشتی گدایان خیل — به مهمان دارالسلامت طفیل

خدایت ثنا گفت و تبجیل کرد — زمین بوس قدر تو جبریل کرد

بلند آسمان پیش قَدْرَت خجل — تو مخلوق و آدم هنوز آب و گل

تو اصل وجود آمدی از نخست — دگر هرچه موجود شد فرع توست

ندانم کدامین سخن گویمت — که والاتری زانچه من گویمت

تو را عز لولاک تمکین بس است — ثنای تو طه و یس بس است

چه وصفت کند سعدی ناتمام؟ — علیک الصلوة ای نبی السلام

← Önceki 2 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı