☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب هشتم در شکر بر عافیت › بخش ۱۴ - در سابقهٔ حکم ازل و توفیق خیر

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

نخست او ارادت به دل در نهاد — پس این بنده بر آستان سر نهاد

گر از حق نه توفیق خیری رسد — کی از بنده چیزی به غیری رسد؟

زبان را چه بینی که اقرار داد — ببین تا زبان را که گفتار داد

در معرفت دیدهٔ آدمی است — که بگشوده بر آسمان و زمی است

کیت فهم بودی نشیب و فراز — گر این در نکردی به روی تو باز؟

سر آورد و دست از عدم در وجود — در این جود بنهاد و در آن سجود

وگرنه کی از دست جود آمدی؟ — محال است کز سر سجود آمدی

به حکمت زبان داد و گوش آفرید — که باشند صندوق دل را کلید

اگر نه زبان قصه برداشتی — کس از سر دل کی خبر داشتی؟

وگر نیستی سعی جاسوس گوش — خبر کی رسیدی به سلطان هوش

مرا لفظ شیرین خواننده داد — تو را سمع و ادراک داننده داد

مدام این دو چون حاجبان بر درند — ز سلطان به سلطان خبر می‌برند

چه اندیشی از خود که فعلم نکوست؟ — از آن در نگه کن که توفیق اوست

برد بوستانبان به ایوان شاه — به نوباوه گل هم ز بستان شاه

← Önceki 206 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı