بوستان › باب نهم در توبه و راه صواب › بخش ۱ - سر آغاز
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بیا ای که عمرت به هفتاد رفت — مگر خفته بودی که بر باد رفت؟
همه برگ بودن همی ساختی — به تدبیر رفتن نپرداختی
قیامت که بازار مینو نهند — منازل به اعمال نیکو دهند
بضاعت به چندان که آری بری — وگر مفلسی شرمساری بری
که بازار چندان که آکندهتر — تهیدست را دل پراکندهتر
ز پنجه درم پنج اگر کم شود — دلت ریش سرپنجهٔ غم شود
چو پنجاه سالت برون شد ز دست — غنیمت شمر پنج روزی که هست
اگر مرده مسکین زبان داشتی — به فریاد و زاری فغان داشتی
که ای زنده چون هست امکان گفت — لب از ذکر چون مرده بر هم مخفت
چو ما را به غفلت بشد روزگار — تو باری دمی چند فرصت شمار