☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب اول در عدل و تدبیر و رای › بخش ۱۲ - گفتار اندر نگه داشتن خاطر درویشان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مها زورمندی مکن با کهان — که بر یک نمط می‌نماند جهان

سر پنجهٔ ناتوان بر مپیچ — که گر دست یابد برآیی به هیچ

عدو را به کوچک نباید شمرد — که کوه کلان دیدم از سنگ خرد

نبینی که چون با هم آیند مور — ز شیران جنگی برآرند شور

نه موری که مویی کز آن کمتر است — چو پر شد ز زنجیر محکمتر است

مبر گفتمت پای مردم ز جای — که عاجز شوی گر درآیی ز پای

دل دوستان جمع بهتر که گنج — خزینه تهی به که مردم به رنج

مینداز در پای کار کسی — که افتد که در پایش افتی بسی

تحمل کن ای ناتوان از قوی — که روزی تواناتر از وی شوی

به همت برآر از ستیهنده شور — که بازوی همت به از دست زور

لب خشک مظلوم را گو بخند — که دندان ظالم بخواهند کند

به بانگ دهل خواجه بیدار گشت — چه داند شب پاسبان چون گذشت؟

خورد کاروانی غم بار خویش — نسوزد دلش بر خر پشت ریش

گرفتم کز افتادگان نیستی — چو افتاده بینی چرا نیستی؟

بر اینت بگویم یکی سرگذشت — که سستی بود زین سخن درگذشت

← Önceki 21 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı