☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب نهم در توبه و راه صواب › بخش ۲۲ - حکایت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به صنعا درم طفلی اندر گذشت — چه گویم کز آنم چه بر سر گذشت

قضا نقش یوسف جمالی نکرد — که ماهی گورش چو یونس نخورد

در این باغ سروی نیامد بلند — که باد اجل بیخش از بن نکند

نهالی به سی سال گردد درخت — ز بیخش بر آرد یکی باد سخت

عجب نیست بر خاک اگر گل شکفت — که چندین گل‌اندام در خاک خفت

به دل گفتم ای ننگ مردان بمیر — که کودک رود پاک و آلوده پیر

ز سودا و آشفتگی بر قدش — برانداختم سنگی از مرقدش

ز هولم در آن جای تاریک و تنگ — بشورید حال و بگردید رنگ

چو باز آمدم زآن تغیر به هوش — ز فرزند دلبندم آمد به گوش:

گرت وحشت آمد ز تاریک جای — به هش باش و با روشنایی در آی

شب گور خواهی منور چو روز — از اینجا چراغ عمل برفروز

تن کارکن می‌بلرزد ز تب — مبادا که نخلش نیارد رطب

گروهی فراوان طمع ظن برند — که گندم نیفشانده خرمن برند

بر آن خورد سعدی که بیخی نشاند — کسی برد خرمن که تخمی فشاند

← Önceki 230 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı