☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب دهم در مناجات و ختم کتاب › بخش ۲ - حکایت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سیه چَرده‌ای را کسی زشت خواند — جوابی بگفتش که حیران بماند

نه من صورت خویش خود کرده‌ام — که عیبم شماری که بد کرده‌ام

تو را با من ار زشت رویم، چه کار؟ — نه آخر منم زشت و زیبانگار

از آنم که بر سر نبشتی ز پیش — نه کم‌کردم ای بنده‌پرور، نه بیش

تو دانایی آخِر که قادر نِیَم — توانای مطلق تویی، من کیم؟

گرم ره نمایی، رسیدم به خیر — وگر گم کنی، باز ماندم ز سِیر

جهان‌آفرین گر نه یاری کند، — کجا بنده پرهیزکاری کند؟

چه خوش گفت درویش کوتاه‌دست — که شب توبه‌کرد و سحرگه شکست

گر او توبه بخشد، بماند درست — که پیمان ما بی ثبات‌است و سست

به حقّت که چشمم ز باطل بدوز — به نورت که فردا به نارم مسوز

ز مسکینیَم روی در خاک رفت — غبار گناهم بر افلاک رفت

تو یک‌نوبت ای ابر رحمت، ببار — که در پیش باران، نپاید غبار

ز جُرمم در این‌مملکت، جاه نیست — ولیکن به ملکی دگر راه نیست

تو دانی ضمیر زبان‌بستگان — تو مرهم نهی بر دل خستگان

← Önceki 232 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı