☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب اول در عدل و تدبیر و رای › بخش ۱۵ - اندر معنی عدل و ظلم و ثمرهٔ آن

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خبرداری از خسروان عجم — که کردند بر زیردستان ستم؟

نه آن شوکت و پادشایی بماند — نه آن ظلم بر روستایی بماند

خطا بین که بر دست ظالم برفت — جهان ماند و با او مظالم برفت

خنک روز محشر تن دادگر — که در سایهٔ عرش دارد مقر

به قومی که نیکی پسندد خدای — دهد خسروی عادل و نیک‌رای

چو خواهد که ویران شود عالمی — کند ملک در پنجهٔ ظالمی

سگالند از او نیکمردان حذر — که خشم خدای است بیدادگر

بزرگی از او دان و منّت شناس — که زایل شود نعمت ناسپاس

اگر شکر کردی بر این ملک و مال — به مالی و ملکی رسی بی‌زوال

وگر جور در پادشایی کنی — پس از پادشایی گدایی کنی

حرام است بر پادشه خواب خوش — چو باشد ضعیف از قوی بارکش

میازار عامی به یک خردله — که سلطان شبان است و عامی گله

چو پرخاش بینند و بیداد از او — شبان نیست، گرگ است، فریاد از او

بد انجام رفت و بد اندیشه کرد — که با زیردستان جفا، پیشه کرد

به سختی و سستی بر این بگذرد — بماند بر او سالها نام بد

نخواهی که نفرین کنند از پست — نکو باش تا بد نگوید کست

← Önceki 24 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı