☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب اول در عدل و تدبیر و رای › بخش ۱۸ - حکایت عابد و استخوان پوسیده

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شنیدم که یک بار در حله‌ای — سخن گفت با عابدی کله‌ای

که من فر فرماندهی داشتم — به سر بر کلاه مهی داشتم

سپهرم مدد کرد و نصرت وفاق — گرفتم به بازوی دولت عراق

طمع کرده بودم که کرمان خورم — که ناگه بخوردند کرمان سرم

بکن پنبهٔ غفلت از گوش هوش — که از مردگان پندت آید به گوش

← Önceki 27 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı