بوستان › باب اول در عدل و تدبیر و رای › بخش ۳۵ - گفتار اندر تقویت مردان کار آزموده
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
به پیکار دشمن دلیران فرست — هژبران به ناورد شیران فرست
به رای جهاندیدگان کار کن — که صید آزمودهست گرگ کهن
مترس از جوانان شمشیر زن — حذر کن ز پیران بسیار فن
جوانان پیل افکن شیرگیر — ندانند دستان روباه پیر
خردمند باشد جهاندیده مرد — که بسیار گرم آزمودهست و سرد
جوانان شایستهٔ بخت ور — ز گفتار پیران نپیچند سر
گرت مملکت باید آراسته — مده کار معظم به نوخاسته
سپه را مکن پیشرو جز کسی — که در جنگها بوده باشد بسی
به خردان مفرمای کار درشت — که سندان نشاید شکستن به مشت
رعیت نوازی و سر لشکری — نه کاری است بازیچه و سرسری
نخواهی که ضایع شود روزگار — به ناکاردیده مفرمای کار
نتابد سگ صید روی از پلنگ — ز روبه رمد شیر نادیده جنگ
چو پرورده باشد پسر در شکار — نترسد چو پیش آیدش کارزار
به کشتی و نخجیر و آماج و گوی — دلاور شود مرد پرخاشجوی
به گرمابه پرورده و عیش و ناز — برنجد چو بیند در جنگ باز
دو مردش نشانند بر پشت زین — بود کش زند کودکی بر زمین
یکی را که دیدی تو در جنگ پشت — بکش گر عدو در مصافش نکشت
مخنث به از مرد شمشیر زن — که روز وغا سر بتابد چو زن
چه خوش گفت گرگین به فرزند خویش — چو قربان پیکار بربست و کیش
اگر چون زنان جست خواهی گریز — مرو آب مردان جنگی مریز
سواری که در جنگ بنمود پشت — نه خود را که نام آوران را بکشت
شجاعت نیاید مگر زآن دو یار — که افتند در حلقهٔ کارزار
دو همجنس همسفرهٔ همزبان — بکوشند در قلب هیجا به جان
که تنگ آیدش رفتن از پیش تیر — برادر به چنگال دشمن اسیر
چو بینی که یاران نباشند یار — هزیمت ز میدان غنیمت شمار