بوستان › باب اول در عدل و تدبیر و رای › بخش ۳۶ - گفتار اندر دلداری هنرمندان
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
دو تن، پرور ای شاه کشور گشای — یکی اهل رزم و دگر اهل رای
ز نام آوران گوی دولت برند — که دانا و شمشیر زن پرورند
هر آن کاو قلم را نورزید و تیغ — بر او گر بمیرد مگو ای دریغ
قلم زن نکودار و شمشیر زن — نه مطرب که مردی نیاید ز زن
نه مردی است دشمن در اسباب جنگ — تو مدهوش ساقی و آواز چنگ
بسا اهل دولت به بازی نشست — که دولت برفتش به بازی ز دست