☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب اول در عدل و تدبیر و رای › بخش ۴۰ - گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گرت خویش دشمن شود دوستدار — ز تلبیسش ایمن مشو زینهار

که گردد درونش به کین تو ریش — چو یاد آیدش مهر پیوند خویش

بد اندیش را لفظ شیرین مبین — که ممکن بود زهر در انگبین

کسی جان از آسیب دشمن ببرد — که مر دوستان را به دشمن شمرد

نگه دارد آن شوخ در کیسه در — که بیند همه خلق را کیسه بر

سپاهی که عاصی شود در امیر — ورا تا توانی به خدمت مگیر

ندانست سالار خود را سپاس — تو را هم ندارد، ز غدرش هراس

به سوگند و عهد استوارش مدار — نگهبان پنهان بر او بر گمار

نو آموز را ریسمان کن دراز — نه بگسل که دیگر نبینیش باز

چو اقلیم دشمن به جنگ و حصار — گرفتی، به زندانیانش سپار

که بندی چو دندان به خون در برد — ز حلقوم بیدادگر خون خورد

چو بر کندی از دست دشمن دیار — رعیت به سامان تر از وی بدار

که گر باز کوبد در کارزار — بر آرند عام از دماغش دمار

وگر شهریان را رسانی گزند — در شهر بر روی دشمن مبند

مگو دشمن تیغ زن بر در است — که انباز دشمن به شهر اندر است

← Önceki 49 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı