☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › در نیایش خداوند › بخش ۵ - مدح محمد بن سعد بن ابوبکر

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اتابک محمد شه نیکبخت — خداوند تاج و خداوند تخت

جوان جوان‌بخت روشن‌ضمیر — به دولت جوان و به تدبیر پیر

به دانش بزرگ و به همت بلند — به بازو دلیر و به دل هوشمند

زهی دولت مادر روزگار — که رودی چنین پرورد در کنار

به دست کرم آب دریا ببرد — به رفعت محل ثریا ببرد

زهی چشم دولت به روی تو باز — سر شهریاران گردن فراز

صدف را که بینی ز دردانه پر — نه آن قدر دارد که یکدانه در

تو آن در مکنون یکدانه‌ای — که پیرایهٔ سلطنت خانه‌ای

نگه دار یارب به چشم خودش — بپرهیز از آسیب چشم بدش

خدایا در آفاق نامی کنش — به توفیق طاعت گرامی کنش

مقیمش در انصاف و تقوی بدار — مرادش به دنیا و عقبی برآر

غم از دشمن ناپسندش مباد — وز اندیشه بر دل گزندش مباد

بهشتی درخت آورد چون تو بار — پسر نامجوی و پدر نامدار

از آن خاندان خیر بیگانه دان — که باشند بدخواه این خاندان

زهی دین و دانش، زهی عدل و داد — زهی ملک و دولت که پاینده باد

نگنجد کرمهای حق در قیاس — چه خدمت گزارد زبان سپاس؟

خدایا تو این شاه درویش دوست — که آسایش خلق در ظل اوست

بسی بر سر خلق پاینده دار — به توفیق طاعت دلش زنده دار

برومند دارش درخت امید — سرش سبز و رویش به رحمت سفید

به راه تکلف مرو سعدیا — اگر صدق داری بیار و بیا

تو منزل شناسی و شه راهرو — تو حقگوی و خسرو حقایق شنو

چه حاجت که نه کرسی آسمان — نهی زیر پای قزل ارسلان

مگو پای عزت بر افلاک نه — بگو روی اخلاص بر خاک نه

بطاعت بنه چهره بر آستان — که این است سر جاده راستان

اگر بنده‌ای سر بر این در بنه — کلاه خداوندی از سر بنه

به درگاه فرمانده ذوالجلال — چو درویش پیش توانگر بنال

چو طاعت کنی لبس شاهی مپوش — چو درویش مخلص برآور خروش

که پروردگارا توانگر تویی — توانا و درویش پرور تویی

نه کشور خدایم نه فرماندهم — یکی از گدایان این درگهم

تو بر خیر و نیکی دهم دسترس — وگر نه چه خیر آید از من به کس؟

دعا کن به شب چون گدایان به سوز — اگر می‌کنی پادشاهی به روز

کمر بسته گردن کشان بر درت — تو بر آستان عبادت سرت

زهی بندگان را خداوندگار — خداوند را بندهٔ حق گزار

← Önceki 5 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı