☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب دوم در احسان › بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت بر ضعیفان و اندیشه در عاقبت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بنالید درویشی از ضعف حال — برِ تندرویی خداوند مال

نه دینار دادش سیه‌دل، نه دانگ — بر او زد به سر باری از طیر، بانگ

دل سائل از جور او خون گرفت — سر از غم بر آورد و گفت ای شگفت

توانگر ترش روی، باری، چراست؟ — مگر می‌نترسد ز تلخی خواست؟

بفرمود کوته نظر تا غلام — براندش به خواری و زجر تمام

به ناکردن شکر پروردگار — شنیدم که برگشت از او روزگار

بزرگیش سر در تباهی نهاد — عطارد قلم در سیاهی نهاد

شقاوت برهنه نشاندش چو سیر — نه بارش رها کرد و نه بارگیر

فشاندش قضا بر سر از فاقه خاک — مشعبد صفت، کیسه و دست پاک

سراپای حالش دگرگونه گشت — بر این ماجرا مدتی بر گذشت

غلامش به دست کریمی فتاد — توانگر دل و دست و روشن نهاد

به دیدار مسکین آشفته حال — چنان شاد بودی که مسکین به مال

شبانگه یکی بر درش لقمه جست — ز سختی کشیدن قدمهاش سست

بفرمود صاحب نظر بنده را — که خشنود کن مرد درمنده را

چو نزدیک بردش ز خوان بهره‌ای — برآورد بی خویشتن نعره‌ای

شکسته دل آمد بر خواجه باز — عیان کرده اشکش به دیباجه راز

بپرسید سالار فرخنده خوی — که اشکت ز جور که آمد به روی؟

بگفت اندرونم بشورید سخت — بر احوال این پیر شوریده بخت

که مملوک وی بودم اندر قدیم — خداوند املاک و اسباب و سیم

چو کوتاه شد دستش از عز و ناز — کند دست خواهش به درها دراز

بخندید و گفت ای پسر جور نیست — ستم بر کس از گردش دور نیست

نه آن تندروی است بازارگان — که بردی سر از کبر بر آسمان؟

من آنم که آن روزم از در براند — به روز منش دور گیتی نشاند

نگه کرد باز آسمان سوی من — فرو شست گرد غم از روی من

خدای ار به حکمت ببندد دری — گشاید به فضل و کرم دیگری

بسا مفلس بینوا سیر شد — بسا کار منعم زبر زیر شد

← Önceki 63 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı