بوستان › باب دوم در احسان › بخش ۱۵ - گفتار اندر ثمره جوانمردی
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ببخش ای پسر کآدمی زاده صید — به احسان توان کرد و، وحشی به قید
عدو را به الطاف گردن ببند — که نتوان بریدن به تیغ این کمند
چو دشمن کرم بیند و لطف و جود — نیاید دگر خبث از او در وجود
مکن بد که بد بینی از یار نیک — نروید ز تخم بدی بار نیک
چو با دوست دشخوار گیری و تنگ — نخواهد که بیند تو را نقش و رنگ
و گر خواجه با دشمنان نیکخوست — بسی بر نیاید که گردند دوست