☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب دوم در احسان › بخش ۱۶ - حکایت در معنی صید کردن دلها به احسان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به ره بر یکی پیشم آمد جوان — به تک در پیش گوسفندی دوان

بدو گفتم این ریسمان است و بند — که می‌آرد اندر پیت گوسفند

سبک طوق و زنجیر از او باز کرد — چپ و راست پوییدن آغاز کرد

هنوز از پیش تازیان می‌دوید — که جو خورده بود از کف مرد و خوید

چو باز آمد از عیش و شادی به جای — مرا دید و گفت ای خداوند رای

نه این ریسمان می‌برد با منش — که احسان کمندی است در گردنش

به لطفی که دیده‌ست پیل دمان — نیارد همی حمله بر پیلبان

بدان را نوازش کن ای نیکمرد — که سگ پاس دارد چو نان تو خورد

بر آن مرد کند است دندان یوز — که مالد زبان بر پنیرش دو روز

← Önceki 66 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı