☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب دوم در احسان › بخش ۲۵ - حکایت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی را پسر گم شد از راحله — شبانگه بگردید در قافله

ز هر خیمه پرسید و هر سو شتافت — به تاریکی آن روشنایی بیافت

چو آمد بر مردم کاروان — شنیدم که می‌گفت با ساروان

ندانی که چون راه بردم به دوست! — هر آن کس که پیش آمدم گفتم اوست

از آن اهل دل در پی هر کسند — که باشد که روزی به مردی رسند

برند از برای دلی بارها — خورند از برای گلی خارها

← Önceki 75 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı