بوستان › باب سوم در عشق و مستی و شور › بخش ۱ - سرآغاز
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
خوشا وقت شوریدگان غمش — اگر زخم بینند و گر مرهمش
گدایانی از پادشاهی نفور — به امّیدْش اندر گدایی صبور
دمادم شراب الم در کشند — وگر تلخ بینند دم در کشند
بلای خمار است در عیش مل — سلحدارِ خار است با شاه گل
نه تلخ است صبری که بر یاد اوست — که تلخی شکر باشد از دست دوست
ملامت کشانند مستان یار — سبک تر برد اشتر مست بار
اسیرش نخواهد رهایی ز بند — شکارش نجوید خلاص از کمند
سلاطین عزلت، گدایان حی — منازل شناسان گم کرده پی
به سر وقتشان خلق ره کی برند — که چون آب حیوان به ظلمت درند
چو بیتالمقدس درون پر قباب — رها کرده دیوار بیرون خراب
چو پروانه آتش به خود در زنند — نه چون کرم پیله به خود برتنند
دلارام در بر، دلارام جوی — لب از تشنگی خشک، بر طرف جوی
نگویم که بر آب قادر نیند — که بر شاطی نیل مستسقیند