بوستان › باب سوم در عشق و مستی و شور › بخش ۲ - تقریر عشق مجازی و قوت آن
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
تو را عشقِ همچون خودی ز آب و گل — رباید همی صبر و آرام دل
به بیداریش فتنه بر خَد و خال — به خواب اندرش پای بند خیال
به صدقش چنان سر نهی در قدم — که بینی جهان با وجودش عدم
چو در چشم شاهد نیاید زرت — زر و خاک یکسان نماید برت
دگر با کست بر نیاید نفس — که با او نماند دگر، جایِ کس
تو گویی به چشم اندرش منزل است — وگر دیده بر هم نهی، در دل است
نه اندیشه از کس که رسوا شوی — نه قوت که یک دم شکیبا شوی
گرت جان بخواهد، به لب بر نهی — ورت تیغ بر سر نهد، سر نهی