☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب سوم در عشق و مستی و شور › بخش ۱۱ - حکایت در صبر بر جفای آن که از او صبر نتوان کرد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شکایت کند نوعروسی جوان — به پیری ز داماد نامهربان

که مپسند چندین که با این پسر — به تلخی رود روزگارم به سر

کسانی که با ما در این منزلند — نبینم که چون من پریشان دلند

زن و مرد با هم چنان دوستند — که گویی دو مغز و یکی پوستند

ندیدم در این مدت از شوی من — که باری بخندید در روی من

شنید این سخن پیر فرخنده فال — سخندان بود مرد دیرینه سال

یکی پاسخش داد شیرین و خوش — که گر خوبروی است بارش بکش

دریغ است روی از کسی تافتن — که دیگر نشاید چنو یافتن

چرا سر کشی زان که گر سر کشد — به حرف وجودت قلم در کشد؟

یکم روز بر بنده‌ای دل بسوخت — که می‌گفت و فرماندهش می‌فروخت

تو را بنده از من به افتد بسی — مرا چون تو دیگر نیفتد کسی

← Önceki 91 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı