☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب سوم در عشق و مستی و شور › بخش ۱۳ - حکایت در معنی استیلای عشق بر عقل

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی پنجهٔ آهنین راست کرد — که با شیر زورآوری خواست کرد

چو شیرش به سرپنجه در خود کشید — دگر زور در پنجه خود ندید

یکی گفتش آخر چه خسبی چو زن؟ — به سرپنجه آهنینش بزن

شنیدم که مسکین در آن زیر گفت — نشاید بدین پنجه با شیر گفت

چو بر عقل دانا شود عشق چیر — همان پنجه آهنین است و شیر

تو در پنجه شیر مرد اوژنی — چه سودت کند پنجهٔ آهنی؟

چو عشق آمد از عقل دیگر مگوی — که در دست چوگان اسیر است گوی

← Önceki 93 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı