☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب سوم در عشق و مستی و شور › بخش ۱۴ - حکایت در معنی عزت محبوب در نظر محب

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

میان دو عم زاده وصلت فتاد — دو خورشید سیمای مهتر نژاد

یکی را به غایت خوش افتاده بود — دگر نافر و سرکش افتاده بود

یکی خلق و لطف پریوار داشت — یکی روی در روی دیوار داشت

یکی خویشتن را بیاراستی — دگر مرگ خویش از خدا خواستی

پسر را نشاندند پیران ده — که مهرت بر او نیست مهرش بده

بخندید و گفتا به صد گوسفند — تغابن نباشد رهایی ز بند

به ناخن پری چهره می‌کند پوست — که هرگز بدین کی شکیبم ز دوست؟

نه صد گوسفندم که سیصد هزار — نباید به نادیدن روی یار

تو را هر چه مشغول دارد ز دوست — اگر راست خواهی دلارامت اوست

یکی پیش شوریده حالی نبشت — که دوزخ تمنا کنی یا بهشت؟

بگفتا مپرس از من این ماجرا — پسندیدم آنچ او پسندد مرا

← Önceki 94 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı