بوستان › باب سوم در عشق و مستی و شور › بخش ۱۸ - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باری
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست — بر عارفان جز خدا هیچ نیست
توان گفتن این با حقایق شناس — ولی خرده گیرند اهل قیاس
که پس آسمان و زمین چیستند؟ — بنی آدم و دام و دد کیستند؟
پسندیده پرسیدی ای هوشمند — بگویم گر آید جوابت پسند
که هامون و دریا و کوه و فلک — پری و آدمیزاد و دیو و ملک
همه هرچه هستند از آن کمترند — که با هستیش نام هستی برند
عظیم است پیش تو دریا به موج — بلند است خورشید تابان به اوج
ولی اهل صورت کجا پی برند — که ارباب معنی به ملکی درند
که گر آفتاب است یک ذره نیست — وگر هفت دریاست یک قطره نیست
چو سلطان عزت علم بر کشد — جهان سر به جیب عدم در کشد