☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بیا ای جان نو داده جهان را — ببر از کار عقل کاردان را

چو تیرم تا نپرانی نپرم — بیا بار دگر پر کن کمان را

ز عشقت باز تشت از بام افتاد — فرست از بام باز آن نردبان را

مرا گویند ‌«بامش از چه سوی است‌؟‌» — از آن سویی که آوردند جان را

از آن سویی که هر شب جان روان است — به وقت صبح بازآرد روان را

از آن سو که بهار آید زمین را — چراغ نو دهد صبح آسمان را

از آن سو که عصایی اژدها شد — به دوزخ برد او فرعونیان را

از آن‌سو که تو‌را این جست و جو خاست — نشان خود اوست می‌جوید نشان را

تو آن مردی که او بر خر نشسته است — همی‌پرسد ز خر این را و آن را

خمش کن کاو نمی‌خواهد ز غیرت — که در دریا درآرد همگنان را

← Önceki 100 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı