← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۰۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آه در آن شمع منور چه بود — کآتش زد در دل و دل را ربود
ای زده اندر دل من آتشی — سوختم ای دوست بیا زود زود
صورت دل صورت مخلوق نیست — کز رخ دل حسن خدا رو نمود
جز شکرش نیست مرا چارهای — جز لب او نیست مرا هیچ سود
یاد کن آن را که یکی صبحدم — این دلم از زلف تو بندی گشود
جان من اول که بدیدم تو را — جان من از جان تو چیزی شنود
چون دلم از چشمه تو آب خورد — غرقه شد اندر تو و سیلم ربود