☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۰۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دوش دل عربده گر با کی بود — مشت کی کردست دو چشمش کبود

آن دل پرخواره ز عشق شراب — هفت قدح از دگران برفزود

مست شد و بر سر کوی اوفتاد — دست زنان ناگه خوابش ربود

آن عسسی رفت قبایش ببرد — وان دگری شد کمرش را گشود

آمد چنگی بنوازید تار — جست ز خواب آن دل بی‌تار و پود

دید قبا رفته خمارش نماند — دید زیان کم شد سودای سود

دیدش ساقی که در آتش فتاد — جام گرفت و سوی او شد چو دود

بر غم او ریخت می دلگشا — صورت اقبال بدو رو نمود

بخت بقا یافت قبا گو برو — ذوق فنا دید چه جوید وجود

عالم ویرانه به جغدان حلال — باد دو صد شنبه از آن جهود

ما چو خرابیم و خراباتییم — خیز قدح پر کن و پیش آر زود

این قدح از لطف نیاید به چشم — جسم نداند می جان آزمود

زان سوی گوش آمد این طبل عید — در دلش آتش بزن افغان عود

بس کن و اندر تتق عشق رو — دلبر خوبست و هزاران حسود

← Önceki 1004 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı