☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سلیمانا بیار انگشتری را — مطیع و بنده کن دیو و پری را

برآر آواز رُدّوها عَلَیَّ — منوّر کن سرای شش دری را

برآوردن ز مغرب آفتابی — مسلم شد ضمیر آن سری را

بدین سان مهتری یابد هر آن کس — که بهر حق گذارد مهتری را

بنه بر خوان جِفانٍ کالْجَوابی — مکرّم کن نیاز مشتری را

به کاسی کاسه سر را طرب ده — تو کن مخمور چشم عبهری را

ز صورت‌های غیبی پرده‌بردار — کسادی ده نقوش آزری را

ز چاه و آب چَه رنجور گشتیم — روان‌کن چشمه‌های کوثری را

دلا در بزم شاهنشاه دررو — پذیرا شو شراب احمری را

زر و زن را به جان مپرست زیرا — بر این دو دوخت یزدان کافری را

جهاد نفس کن زیرا که اجری — برای این دهد شه لشکری را

دل سیمین‌بری کز عشق رویش — ز حیرت گم کند زر هم زری را

بدان دریادلی کز جوش و نوشش — به دست آورد گوهر گوهری را

که باقی غزل را تو بگویی — به رشک آری تو سحر سامری را

خمش کردم که پایم گل فرورفت — تو بگشا پر نطق جعفری را

← Önceki 102 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı