☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۳۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر — گویی که نَزَد مرگْ تو را حلقه به‌در بر

بِنْدیش از آن روز که دَم‌های شماری — تو می‌زنی و وهم زنت شوی دگر بر

خود را تو سپر کن به قبول همه احکام — زان پیش که تیر اجل آید به سپر بر

از آدمی ادراک و نظر باشد مقصود — کای رحمت پیوسته به ادراک و نظر بر

ای کان شکر فضل تو وین خلق چو طوطی — طوطی چه کند که ننهد دل به شکر بر

آن نیشکر از عشق تو صد جای کمر بست — شُکر تو نبشته‌ست بر اطراف کمر بر

جز شمس و قمر باصره را نور دگر ده — ای نور تو وافر شده بر شمس و قمر بر

از کار جهان سیر شده خاطر عارف — عاشق شده بر شیوه و بر کار دگر بر

دیده‌ست که گر نوش کند آب جهان را — بی‌حضرت تو آب ندارد به جگر بر

گیرم همه شب پاس نداری و نزاری — خود را بزن ای مخلص بر ورد سحر بر

آن‌ها که شب و صبحدم آرام ندیدند — ناگاه فتادند بر آن گنج گهر بر

موسی همه شب نور همی‌جست و به آخر — نوری عجبی دید به بالای شجر بر

یعقوب وطن ساخت به جان طره شب را — تا بوسه زد آخر به رخ و زلف پسر بر

مقصود خدا بود و پسر بود بهانه — عاشق نشود جان پیمبر به بشر بر

او ز آل خلیل‌ست و به آفل نکند میل — چون خار بود آفل او را به بصر بر

جز دوست‌، خلیلی نپذیرفت خلیلش — ور نه تن خود را نفکندی به شرر بر

ای گشته بت جان تو نقشی و کلوخی — انکار تو پس چیست به عباد حجر بر

یک لحظه بنه گوش که خواهم سخنی گفت — ای چشم خوشت طعنه زده نرگس تر بر

بر نقد زن ای دوست که محبوب تو نقدست — ای چشم نهاده همه بر بوک و مگر بر

بربستم لب را ز ره چشم بگویم — چیزی که رود مستی آن کله سر بر

نی نی بنگویم که عجب صید شگرف است — مرغ نظر‌ست و ننشیند به خبر بر

← Önceki 1035 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı