☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۴۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به ساقی درنگر در مست منگر — به یوسف درنگر در دست منگر

ایا ماهی جان در شست قالب — ببین صیاد را در شست منگر

بدان اصلی نگر کغاز بودی — به فرعی کان کنون پیوست منگر

بدان گلزار بی‌پایان نظر کن — بدین خاری که پایت خست منگر

همایی بین که سایه بر تو افکند — به زاغی کز کف تو جست منگر

چو سرو و سنبله بالاروش کن — بنفشه وار سوی پست منگر

چو در جویت روان شد آب حیوان — به خم و کوزه گر اشکست منگر

به هستی بخش و مستی بخش بگرو — منال از نیست و اندر هست منگر

قناعت بین که نرست و سبک رو — به طمع ماده آبست منگر

تو صافان بین که بر بالا دویدند — به دردی کان به بن بنشست منگر

جهان پر بین ز صورت‌های قدسی — بدان صورت که راهت بست منگر

به دام عشق مرغان شگرفند — به بومی که ز دامش رست منگر

به از تو ناطقی اندر کمین هست — در آن کاین لحظه خاموشست منگر

← Önceki 1044 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı