☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بکت عینی غداة البین دمعا — و اخری بالبکا بخلت علینا

فعاقبت التی بخلت علینا — بان غمضتها یوم التقینا

چه مرد آن عتابم‌، خیز یارا — بده آن جام مالامال صهبا

نرنجم ز آنچه مردم می‌برنجند — که پیشم جمله جان‌ها هست یکتا

اگر چه پوستینی بازگونه — بپوشیده‌ست این اجسام بر ما

تو را در پوستین من می‌شناسم — همان جان منی در پوست جانا

بدرم پوست را تو هم بدران — چرا سازیم با خود جنگ و هیجا

یکی جانیم در اجسام مفرق — اگر خُردیم اگر پیریم و برنا

چراغک‌هاست کآتش را جدا کرد — یکی اصل است ایشان را و منشا

یکی طبع و یکی رنگ و یکی خوی — که سرهاشان نباشد غیر پاها

در این تقریر برهان‌هاست در دل — به سر با تو بگویم یا به اخفا

غلط، خود تو بگویی با تو آن را — چه تو بر توست بنگر این تماشا

← Önceki 109 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı