← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
برای تو فدا کردیم جانها — کشیده بهر تو زخم زبانها
شنیده طعنههای همچو آتش — رسیده تیر کاری زان کمانها
اگر دل را برون آریم پیشت — ببخشایی بر آن پرخون نشانها
اگر دشمن تو را از من بدی گفت — مها دشمن چه گوید جز چنانها
بیا ای آفتاب جمله خوبان — که در لطف تو خندد لعل کانها
که بیتو سود ما جمله زیانست — که گردد سود با بودت زیانها
گمان او بسستش زهر قاتل — که در قند تو دارد بدگمانها