← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۱۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
از لب یار شکر را چه خبر — وز رخش شمس و قمر را چه خبر
با دمش باد بهاری چه زند — وز قدش سرو و شجر را چه خبر
گر جهان زیر و زبر گشت از او — عاشق زیر و زبر را چه خبر
چونک جان محرم اسرارش نیست — از رهش اهل خبر را چه خبر
گرچه نرگس نگرانست به باغ — از چمن نرگس تر را چه خبر
گفته هر قوم هم از مستی خویش — که ز ما قوم دگر را چه خبر
گفت چونی و دل تو چونست — از دل این خسته جگر را چه خبر
با ملک تاج و کمر گر به همند — از ملک تاج و کمر را چه خبر
کم کن این ناله که کس واقف نیست — ز آه عشاق سحر را چه خبر