☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۱۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر — ای آنک آن تو داری آنی و چیز دیگر

اسرار آسمان را و احوال این و آن را — از لوح نانبشته خوانی و چیز دیگر

هر دم ز خلق پرسی احوال عرش و کرسی — آن را و صد چنان را دانی و چیز دیگر

لعلیست بی‌نهایت در روشنی به غایت — آن لعل بی‌بها را کانی و چیز دیگر

حکمی که راند فرمان روز الست بر جان — آن جمله حکم‌ها را رانی و چیز دیگر

چشمی که دید آن رو گر عشق راند این سو — آن چشم نیست والله زانی و چیز دیگر

آن چشم احول آمد در گام اول آمد — کو گفت اولی را ثانی و چیز دیگر

هر کو بقا نیابد از شمس حق تبریز — او هست در حقایق فانی و چیز دیگر

← Önceki 1114 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı