☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۲۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار — بر مثل ذره‌ها رقص کنان پیش یار

شاه نشسته به تخت عشق گرو کرده رخت — رقص کنان هر درخت دست زنان هر چنار

از قدح جام وی مست شده کو و کی — گرم شده جام دی سرد شده جان نار

روح بشارت شنید پرده جان بردرید — رایت احمد رسید کفر بشد زار زار

بانگ زده آن هما هر کی که هست از شما — دور شو از عشق ما تا نشوی دلفکار

گفته دل من بدو کای صنم تندخو — چون برهد آن که او گشت به زخمت شکار

عشق چو ابر گران ریخت بر این و بر آن — شد طرفی زعفران شد طرفی لاله زار

آب منی همچو شیر بعد زمانی یسیر — زاد یکی همچو قیر وان دگری همچو قار

منکر شه کور زاد بی‌خبر و کور باد — از شه ما شمس دین در تبریز افتخار

← Önceki 1124 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı