☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۳۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مجوی شادی چون در غمست میل نگار — که در دو پنجه شیری تو ای عزیز شکار

اگر چه دلبر ریزد گلابه بر سر تو — قبول کن تو مر آن را به جای مشک تتار

درون تو چو یکی دشمنیست پنهانی — بجز جفا نبود هیچ دفع آن سگسار

کسی که بر نمدی چوب زد نه بر نمدست — ولی غرض همه تا آن برون شود ز غبار

غبارهاست درون تو از حجاب منی — همی‌برون نشود آن غبار از یک بار

به هر جفا و به هر زخم اندک اندک آن — رود ز چهره دل گه به خواب و گه بیدار

اگر به خواب گریزی به خواب دربینی — جفای یار و سقط‌های آن نکوکردار

تراش چوب نه بهر هلاکت چوبست — برای مصلحتی راست در دل نجار

از این سبب همه شر طریق حق خیرست — که عاقبت بنماید صفاش آخر کار

نگر به پوست که دباغ در پلیدی‌ها — همی‌بمالد آن را هزار بار هزار

که تا برون رود از پوست علت پنهان — اگر چه پوست نداند ز اندک و بسیار

تو شمس مفخر تبریز چاره‌ها داری — شتاب کن که تو را قدرتیست در اسرار

← Önceki 1139 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı