← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۴
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
اندر دل ما توی نگارا — غیر تو کلوخ و سنگ خارا
هر عاشق شاهدی گزیدهست — ما جز تو ندیدهایم یارا
گر غیر تو ماه باشد ای جان — بر غیر تو نیست رشک ما را
ای خلق حدیث او مگویید — باقی همه شاهدان شما را
بر نقش فنا چه عشق بازد؟ — آن کس که بدید کبریا را
بر غیر خدا حسد نیارد — آن کس که گمان برد خدا را
گر رشک و حسد بری برو بر — کاین رشک بُدست انبیا را
چون رفت بر آسمان چارم — عیسی چه کند کلیسیا را؟
بوبکر و عمر به جان گزیدند — عثمان و علی مرتضا را
شمس تبریز جو روان کن — گردان کن سنگ آسیا را