☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۴۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر — نه رنج اره کشیدی نه زخمه‌های تبر

ور آفتاب نرفتی به پر و پا همه شب — جهان چگونه منور شدی بگاه سحر

ور آب تلخ نرفتی ز بحر سوی افق — کجا حیات گلستان شدی به سیل و مطر

چو قطره از وطن خویش رفت و بازآمد — مصادف صدف او گشت و شد یکی گوهر

نه یوسفی به سفر رفت از پدر گریان — نه در سفر به سعادت رسید و ملک و ظفر

نه مصطفی به سفر رفت جانب یثرب — بیافت سلطنت و گشت شاه صد کشور

وگر تو پای نداری سفر گزین در خویش — چو کان لعل پذیرا شو از شعاع اثر

ز خویشتن سفری کن به خویش ای خواجه — که از چنین سفری گشت خاک معدن زر

ز تلخی و ترشی رو به سوی شیرینی — چنانک رست ز تلخی هزار گونه ثمر

ز شمس مفخر تبریز جوی شیرینی — از آنک هر ثمر از نور شمس یابد فر

← Önceki 1142 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı