☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۶۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مطربا عیش و نوش از سر گیر — یک دو ابریشمک فروتر گیر

ننگ بگذار و با حریف بساز — جنگ بگذار جام و ساغر گیر

لطف گل بین و جرم خار مبین — جعد بگشا و مشک و عنبر گیر

فربه از توست آسمان و زمین — این یک استاره را تو لاغر گیر

داروی فربهی خلق توی — فربهش کن چو خواهی و برگیر

خرمش کن به یک شکرخنده — شکری را ز مصر کمتر گیر

بخت و اقبال خاک پای تواند — هر چه می‌بایدت میسر گیر

چونک سعد و ظفر غلام تواند — دشمنت را هزار لشکر گیر

ای دل ار آب کوثرت باید — آتش عشق را تو کوثر گیر

گر غلامی قیصرت باید — بنده‌اش را قباد و قیصر گیر

هر که را نبض عشق می‌نجهد — گر فلاطون بود تواش خر گیر

هر سری کو ز عشق پر نبود — آن سرش را ز دم مأخر گیر

هین مگو راز شمس تبریزی — مکن اسپید و جام احمر گیر

← Önceki 1161 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı