☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دیدم رخ خوب گلشنی را — آن چشم و چراغ روشنی را

آن قبله و سجده گاه جان را — آن عشرت و جای ایمنی را

دل گفت که جان سپارم آن جا — بگذارم هستی و منی را

جان هم به سماع اندرآمد — آغاز نهاد کف زنی را

عقل آمد و گفت من چه گویم — این بخت و سعادت سنی را

این بوی گلی که کرد چون سرو — هر پشت دوتای منحنی را

در عشق بدل شود همه چیز — ترکی سازند ارمنی را

ای جان تو به جان جان رسیدی — وی تن بگذاشتی تنی را

یاقوت زکات دوست ما راست — درویش خورد زر غنی را

آن مریم دردمند یابد — تازه رطب تر جنی را

تا دیده غیر برنیفتد — منمای به خلق محسنی را

ز ایمان اگرت مراد امنست — در عزلت جوی ایمنی را

عزلت گه چیست خانه دل — در دل خو گیر ساکنی را

در خانه دل همی‌رسانند — آن ساغر باقی هنی را

خامش کن و فن خامشی گیر — بگذار تو لاف پرفنی را

زیرا که دلست جای ایمان — در دل می‌دارمؤمنی را

← Önceki 122 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı