☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۴۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش — اندرآ ای آب آب زندگانی شاد باش

گرت بیند زندگانی تا ابد باقی شود — ورت بیند مرده هم داند که جانی شاد باش

همچنین تو دم به دم آن جام باقی می‌رسان — تا شویم از دست و آن باقی تو دانی شاد باش

بر نشانه خاک ما اینک نشان زخم تو — ای نشانه شاد زی و ای نشانی شاد باش

ای هما کز سایه‌ات پر یافت کوه قاف نیز — ای همای خوش لقای آن جهانی شاد باش

هم ظریفی هم حریفی هم چراغی هم شراب — هم جهانی هم نهانی هم عیانی شاد باش

تحفه‌های آن جهانی می‌رسانی دم به دم — می‌رسان و می‌رسان خوش می‌رسانی شاد باش

رخت‌ها را می‌کشاند جان مستان سوی تو — می‌چشان و می‌کشان خوش می‌کشانی شاد باش

ای جهان را شاد کرده وی زمین را جمله گنج — تا زمین گوید تو را کای آسمانی شاد باش

گر سر خوبی بخارد دلبری در عهد تو — پرچمش آرند پیشت ارمغانی شاد باش

گوهر آدم به عالم شمس تبریزی توی — ای ز تو حیران شده بحر معانی شاد باش

← Önceki 1243 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı