☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۵۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدش — ور رخش طعنه زند بر گل تر می‌رسدش

گر فلک سجده برد بر در او می‌سزدش — ور ستاند گرو از قرص قمر می‌رسدش

ور شه عقل که عالم همگی چاکر اوست — جهت خدمت او بست کمر می‌رسدش

شاه خورشید که بر زنگی شب تیغ کشید — گر پی هیبتش افکند سپر می‌رسدش

گر عطارد ز پی دایره و نقطه او — همچو پرگار دوانست به سر می‌رسدش

آن جمالی که فرشته نبود محرم او — گر ندارد سر دیدار بشر می‌رسدش

کار و بار ملکانی که زبردست شدند — نکند ور بکند زیر و زبر می‌رسدش

می‌شمردم من از این نوع شنودم ز فلک — که از این‌ها بگذر چیز دگر می‌رسدش

← Önceki 1251 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı