← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۶۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
اندرآمد شاه شیرینان ترش — جان شیرینم فدای آن ترش
چشم کژبین را بگفتم کژ مبین — کس کند باور گل خندان ترش
در هر آن زندان که درتابد رخش — کس نماند در همه زندان ترش
گرد باغش گشتم و والله نبود — میوهای اندر همه بستان ترش
در حرم خندان بود سلطان ولیک — مینماید خویش در دیوان ترش
گر تو مرد مؤمنی باور مکن — انگبین و شکر و ایمان ترش
منکر ار باشد ترش نبود عجب — نسبتی دارد به بادنجان ترش